در ماه‌های اخیر پیش‌بینی نرخ ارز با استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی مورد توجه برخی فعالان اقتصادی و رسانه‌ای قرار گرفته است، اما ساختار چندنرخی بازار ارز، محدودیت دسترسی به داده‌های شفاف و نقش تعیین‌کننده متغیرهای غیراقتصادی در ایران، میزان اتکاپذیری این پیش‌بینی‌ها را با ابهام جدی مواجه کرده است.

نرخ ارز در ایران لزوماً به تورم، نقدینگی یا تراز تجاری به‌ صورت خطی واکنش نمی‌دهد و چه‌بسا در مقاطعی برخلاف تمام مدل‌های اقتصادی، مسیر متفاوتی را طی کرده است از این زاویه هر هوش مصنوعی پیشرفته‌ترین آن اگر بر داده‌های تاریخی متکی باشد ناگزیر گذشته‌ای را می‌بیند که آینده الزاماً تکرار آن نیست. نکته دوم به کیفیت داده باز می‌گردد، داده‌هایی که خوراک اصلی الگوریتم‌ها هستند در ایران داده‌های ارزی یا با تأخیر منتشر می‌شوند یا به‌ صورت کامل در دسترس نیستند یا با چند نرخ رسمی، نیمه‌رسمی و غیررسمی مواجه‌اند وقتی «واقعیت بازار» خود چندپاره است، طبیعی است که خروجی هوش مصنوعی نیز تصویری مبهم و گاه متناقض ارائه دهد.
همچنین بسیاری از پیش‌بینی‌هایی که این روزها با برچسب «هوش مصنوعی» در فضای رسانه‌ای و شبکه‌های اجتماعی منتشر می‌شوند در عمل چیزی فراتر از تحلیل‌های ساده آماری یا حتی بازنویسی تحلیل‌های انسانی نیستند و استفاده از این عنوان بیش از آنکه پشتوانه علمی داشته باشد کارکرد تبلیغاتی دارد.
پیش‌بینی‌های دقیق‌نما با ذکر عدد و تاریخ مشخص منتشر شده و چند هفته بعد بی‌هیچ توضیحی به فراموشی سپرده شده‌اند در حالی که مسئولیت اجتماعی رسانه ایجاب می‌کند به مخاطب یادآوری کنیم بازار ارز ایران تابع قطعیت نیست البته این نقد به‌ معنای نفی کامل کارکرد هوش مصنوعی نیست. هوش مصنوعی می‌تواند در ایران ابزار «تحلیل سناریو» باشد نه «پیش‌گویی» یعنی به ما کمک کند بفهمیم اگر مجموعه‌ای از متغیرها در مسیری مشخص حرکت کنند چه دامنه‌ای از نتایج محتمل است نه اینکه بگوید دلار در فلان تاریخ به فلان عدد می‌رسد. خطر اصلی آنجاست که پیش‌بینی‌های ماشینی بدون تفسیر انسانی و بدون در نظر گرفتن زمینه سیاسی و اجتماعی به‌صورت نسخه قطعی به جامعه عرضه شوند و خود به عامل تشدید انتظارات تورمی تبدیل گردند.
بازار ارز ایران به‌شدت «انتظارات‌محور» است و هر پیام رسانه‌ای می‌تواند بر رفتار بازیگران اثر بگذارد بنابراین اعتماد بی‌چون ‌و چرا به خروجی هوش مصنوعی نه‌تنها علمی نیست بلکه از منظر حرفه‌ای و اخلاقی نیز محل تردید است. هوش مصنوعی در بهترین حالت یک دستیار تحلیلی برای خبرنگار، پژوهشگر و سیاست‌گذار است؛ دستیاری که می‌تواند حجم عظیمی از داده‌ها را غربال کند، الگوهای پنهان را نشان دهد و هشدارهای زود هنگام بدهد اما تصمیم نهایی و روایت نهایی همچنان باید از فیلتر قضاوت انسانی عبور کند.
ایران اقتصادی است که در آن «غیرمنتظره‌ها» قاعده‌اند نه استثنا و تا زمانی که ساختار تصمیم‌گیری و شفافیت اطلاعات تغییر نکند هیچ الگوریتمی هوشمندتری نمی‌تواند آینده نرخ ارز را با اطمینان پیش‌بینی کند در جمع‌بندی اگر بپرسیم آیا می‌توان به پیش‌بینی هوش مصنوعی درباره نرخ ارز در ایران اعتماد کرد پاسخ این است می‌توان آن را شنید، می‌توان از آن آموخت اما نباید به آن تکیه کرد.

  • نویسنده : مهدی علی پور