هر روز صبح، پسران دانش‌آموز تهرانی با لباس‌هایی راهی مدرسه می‌شوند که قرار است نشانه نظم و یکسانی باشد اما گاهی شلوارهای گشاد، پیراهن‌های بدقواره و فرم‌های ناهماهنگ با اندام نوجوانان، چیزی فراتر از یک پوشش ساده را به مساله تبدیل می‌کند مساله‌ای که می‌تواند بر احساس آن‌ها نسبت به ظاهرشان، اعتمادبه‌نفس و روحیه‌شان سایه بیندازد.

صبح است؛ پسر نوجوان جلوی آینه می‌ایستد، پیراهنش را مرتب می‌کند به شلوار گشادش نگاه می‌کند و سعی می‌کند ظاهرش را آن‌طور که دوست دارد مرتب و آراسته نشان دهد. لباس را می‌پوشد اما انگار چیزی سر جای خودش نیست نه برش شلوار با اندامش جور درمی‌آید نه فرم پیراهن آن‌طور که باید روی تنش می‌نشیند. بااین‌حال، چاره‌ای جز پوشیدن آن ندارد؛ زنگ مدرسه منتظر است.

در مسیر مدرسه شاید بارها لباسش را پایین بکشد، آستین‌هایش را مرتب کند یا نگاهی به لباس همکلاسی‌هایش بیندازد. شاید هم چیزی نگوید و بی‌تفاوت از کنار ماجرا بگذرد اما آیا واقعاً برایش مهم نیست؟ در سن‌وسالی که نگاه دیگران پررنگ‌تر می‌شود و نوجوان آرام‌آرام در پی شناخت خودش و ساختن هویتش است، ظاهر دیگر موضوعی کاملاً ساده و بی‌اهمیت نیست. لباس مدرسه قرار است همه را یک‌شکل کند اما آیا باید احساس آن‌ها را هم نادیده بگیرد؟ آیا یک فرم نامتناسب و بدقواره می‌تواند بر حس رضایت نوجوان از خودش اثر بگذارد؟ شاید وقت آن رسیده است که هنگام انتخاب لباس مدارس، علاوه بر قیمت و یکسان بودن پوشش، به چیزی مهم‌تر هم فکر کنیم دانش‌آموزی که قرار است هر روز با همین لباس در کلاس بنشیند، میان دوستانش حاضر شود و سال‌های مهم شکل‌گیری شخصیتش را پشت سر بگذارد.

البته نمی‌توان این موضوع را به همه مدارس تهران تعمیم داد و مدعی شد که لباس‌های دانش‌آموزی در تمام مدارس بدقواره یا نامتناسب هستند. در میان مدارس پایتخت، مدارسی هم وجود دارند که با توجه به سلیقه نوجوانان، تناسب لباس با اندام آن‌ها و زیبایی ظاهری، فرم‌هایی شکیل، خوش‌دوخت و متناسب طراحی می‌کنند. بااین‌حال، در برخی مدارس همچنان لباس‌هایی دیده می‌شود که از نظر برش، اندازه و هماهنگی با اندام دانش‌آموزان چندان مطلوب نیستند که این مساله بیشتر در مدارس پسرانه دیده می‌شود تا دخترانه همین تفاوت نشان می‌دهد که طراحی لباس مدرسه می‌تواند فراتر از یک الزام اداری باشد و با کمی توجه بیشتر به نیازها و روحیه نوجوانان به تجربه‌ای خوشایندتر برای آن‌ها تبدیل شود.

لباسی که اندازه‌ی ما نیست

خبرنگار ما در گزارشی میدانی به بررسی وضعیت لباس‌های فرم پسران دانش‌آموز در برخی مدارس تهران و تأثیر احتمالی آن بر روحیه، اعتمادبه‌نفس و احساس رضایت نوجوانان از ظاهر خود پرداخته است. مشاهدات میدانی نشان می‌دهد که اگرچه در برخی مدارس، لباس‌هایی زیبا، خوش‌دوخت و متناسب طراحی شده‌اند اما در برخی دیگر همچنان می‌توان فرم‌هایی با برش و اندازه نامناسب را دید؛ مساله‌ای که ضرورت توجه بیشتر به تناسب، زیبایی و راحتی لباس دانش‌آموزان را یادآور می‌شود. مشروح این گزارش در ادامه می‌آید.

وقتی پسرها فرم می‌پوشند اما خودشان را در آن پیدا نمی‌کنند، قطار در ایستگاه می‌ایستد و دسته‌ای از پسرها سوار می‌شوند. همه لباس فرم به تن دارند. به نظر دبیرستانی می‌آیند اما لباسشان با قد و بالا و سن‌شان جور نیست؛ شلوارها کمی گشاد، پیراهن‌ها بی‌قواره و رنگ‌ها آن‌قدر درهم که انگار هیچ‌ کسی از آن‌ها نپرسیده لباست را دوست داری؟

کنجکاو می‌شوم. جلو می‌روم و می‌پرسم: دبیرستانی هستید؟ می‌خندند و سر تکان می‌دهند. می‌پرسم پوشیدن لباس فرم اجباری است؟ یکی‌شان با خنده جواب می‌دهد: بله، از انضباط کم می‌کنند. البته بعضی‌ها هم نمی‌پوشند. بقیه سر تکان می‌دهند و یکی‌یکی حرف می‌زنند. لباس فرم را دوست ندارند و فقط چون مدرسه می‌خواهد می‌پوشند.

اصلاً دوستش ندارم

«کیارش» دانش‌آموز دوازدهم تجربی است. کوله‌اش را روی زانو گذاشته و بی‌تعارف می‌گوید: لباس فرم را اصلاً دوست ندارم نه مناسب است، نه طرح و رنگ درستی دارد. صبح‌ها که می‌پوشمش، حس می‌کنم یک لباس قرضی تنم است. «برسام» نهمی است و انگار که این موضوع بارها با خودش مرور کرده؛ برادرم دبیرستان تیزهوشان است و آن‌ها لباس فرم نمی‌پوشند. ما را مجبور کرده‌اند چیزی بپوشیم که دوستش نداریم. اگر قرار است قانون باشد، چرا برای همه یکی نیست؟ «آران» یازدهم انسانی، از همه صریح‌تر است؛ ما از این سبک فرم ناراضی هستیم. همه‌ همکلاسی‌های من هم از این لباس بدشان می‌آید. یعنی چه؟ مگر ما دانش‌آموز ابتدایی هستیم که لباس‌هایمان را این‌طور طراحی کرده‌اند؟ بعد نیشخندی می‌زند و می‌گوید؛ بعضی‌هایمان ریش‌مان درآمده ولی لباس‌مان هنوز مال بچه‌هاست.

«روزبه» دوازدهم ریاضی، بیشتر از دوخت و قیمت‌ها گلایه می‌کند اینکه چرا لباس‌ها را چندتکه و از چند رنگ دوخته‌اند؟ برای همین‌ها هم کلی پول پرداخت کردیم. پارچه‌اش را که نگاه می‌کنی، اصلاً به قیمتش نمی‌ارزد.

«سپهر» دوازدهم تجربی است و با لحنی شاکی می‌گوید؛ می‌توانستند فرم ما را یک‌دست و شبیه لباس رسمی کارمندان طراحی کنند. یک کت‌وشلوار ساده، یک رنگ آرام. این دیگر چه لباس فرمی است؟ آدم وقتی توی آینه خودش را می‌بیند، دلش نمی‌خواهد با این لباس از خانه بیرون برود. «مهرزاد» هم دانش‌آموز کلاس نهم تا حدی راضی تر از بقیه حرف می‌زند و می‌گوید که بعضی مدارس لباس فرم‌های خوبی دارند. من خودم چند مدرسه دیده‌ام که واقعاً مرتب و شیک بودند. اما اکثرشان جالب نیستند. نه رنگ قشنگی دارند، نه درست دوخته شده‌اند.

آدم وقتی توی آینه خودش را می‌بیند، دلش نمی‌خواهد با این لباس از خانه بیرون برود

«پوریا» پسر کوچک‌تری که تا آن لحظه ساکت بود، او دانش‌آموز پایه هفتم است و آرام می‌گوید: من سال اولم است. مامانم گفت لباس فرم خریدیم که شبیه بقیه بشوی. ولی من فقط حس می‌کنم توی لباسم گم شده‌ام. آستین‌ها بلندند و می‌گویند یک سال دیگر اندازه‌ام می‌شود.

 

لباسی که اندازه‌ی ما نیست

خرجی که روی دوش خانواده‌ها می‌افتد

نارضایتی فقط مال بچه‌ها نیست. مینا، که هم معلم است و هم مادر دانش‌آموز یازدهمی، می‌گوید: ما خودمان از هزینه‌هایی که برای لباس فرم بچه‌هایمان صرف می‌کنیم راضی نیستیم. خودشان هم این لباس را دوست ندارند. مثل این است که پول بدهی تا بچه‌ات هر روز با اکراه به مدرسه برود. او از پشت میز معلمی هم همین را دیده است؛ بچه‌هایی که تا زنگ آخر دکمه‌ی یقه را باز می‌کنند و پیراهن را از شلوار بیرون می‌اندازند نه از سر بی‌انضباطی، بلکه از سر ناراحتی است.

فاطمه، مادر دانش‌آموز یازدهم انسانی، می‌گوید: مقرراتی برای پوشش متعارف و رسمی بگذارند که ما این همه هزینه نکنیم و بچه‌ها هم از لباسشان ناراضی نباشند. او دست می‌کشد روی آستین پیراهن پسرش، که کنارش نشسته، و می‌گوید که جنس لباس‌ها نه پارچه‌ی خوبی دارد، نه طراحی و دوخت زیبایی. بعد از چند بار شستن، رنگش می‌رود و ریخت می‌افتد. آن‌وقت باید دوباره بخریم.

لیدا، مادر محمدحسین دانش‌آموز هشتم، حرف‌هایی مشابه مینا می‌زند. می‌گوید هر سال شروع مدرسه برایش با دلهره‌ی خرید فرم همراه است آن هم لباس‌هایی که برای فرزندانشان خوشایند نیست و انتخاب لباس بسیار در روحیه دانش آموزان تاثیرگذار است. لباس را می‌خرند و می‌دانند که پسرش آن را با دلخوری می‌پوشد. در همین گفت‌وگوها چند صدای دیگر هم به جمع اضافه می‌شود. آقای رحمانی، پدر دانش‌آموز دهم و کارمند، می‌گوید: ما وقتی بچه بودیم، لباس ساده‌ای داشتیم، ولی همه تمیز و مرتب بودیم. حالا فرم را آن‌قدر پیچیده کرده‌اند که انگار قرار است بچه‌ها بروند مسابقه‌ی لباس.

خانم سلیمی، معاون یک دبیرستان پسرانه، هم که ترجیح می‌دهد نام مدرسه‌اش ذکر نشود، می‌گوید: ما هم می‌دانیم همه‌ی فرم‌ها ایده‌آل نیستند اما سفارش لباس معمولاً با یک تولیدکننده‌ی مشخص و بر اساس مدل‌های از پیش تعیین‌شده انجام می‌شود و نظر خود بچه‌ها کمتر پرسیده می‌شود.

لباس فرم از نگاه یک روان‌شناس

«شبنم مقتدری» مدرس دانشگاه و روان‌درمانگر به بررسی روان‌شناختی انتخاب درست لباس فرم دانش‌آموزان پرداخت و بیان کرد: لباس فرم و رنگ می‌تواند تأثیر آسیب‌زا یا مفید بر روان و ذهن مخاطب بگذارد؛ پس حتماً نیاز است انتخاب رنگ، نوع پارچه، طراحی و دوخت با بررسی از نگاه روان‌شناسی صورت گیرد. اگر لباس مدرسه برای نوجوانان و به‌ویژه کودکان بیش از حد تنگ باشد و فاقد احساس راحتی باشد، می‌تواند بر تمرکز او در یادگیری در کلاس درس تأثیر آسیب‌زا داشته باشد. کودک کلافه، یادگیرنده‌ی خوبی نمی‌تواند باشد.

اگر لباس مدرسه برای نوجوانان و به‌ویژه کودکان بیش از حد تنگ باشد و فاقد احساس راحتی باشد، می‌تواند بر تمرکز او در یادگیری در کلاس درس تأثیر آسیب‌زا داشته باشد.

این مدرس دانشگاه درباره‌ی تأثیر مثبت داشتن فرم مدرسه گفت: یکی از مهم‌ترین کارکردهای داشتن فرم مدرسه این است که دانش‌آموز ما حس تعلق به گروهی را می‌تواند داشته باشد. وقتی او لباس یکسانی با دیگر اعضای مدرسه می‌پوشد، بخشی از یک کل بزرگ‌تر می‌شود. بعضی مواقع استرسی که کودکان یا نوجوانان در مورد این دارند که چه لباسی بپوشم که دوستانم هم آن را دوست داشته باشند و مورد تأییدشان باشم، با فرم کم می‌شود.

در برخی از مدارس گاهی فرزندان ما وضعیت اقتصادی خود را با دوستانشان مقایسه می‌کنند. بسیاری از آن‌ها با دیدن نوع لباس دانش‌آموزان دیگر به مقایسه‌ی وضعیت اقتصادی خود با دیگری می‌پردازند و گاهی ممکن است حس کنند با فرد دیگر فرق دارند و اضطراب مرتبط با مسائل مادی داشته باشند یا شروع به دوستی با او نکنند اما داشتن لباس فرم مشترک مدرسه می‌تواند تمرکز را از روی این مورد به شروع دوستی ببرد.

لباسی که اندازه‌ی ما نیست

مدیر اجرایی انجمن صنفی مراکز روان‌شناسی و مشاوره‌ کشور گفت: مغز همه‌ ما اکثراً عادت دارد محیط‌ها را با نشانه‌ها بشناسد. پوشیدن لباس مدرسه می‌تواند یک سیگنال شناختی باشد. وقتی دانش‌آموز فرم مدرسه را می‌پوشد، مغز او پیام می‌گیرد که زمان بازی و استراحت تمام شد و الان زمان تمرکز و یادگیری است. پس این تفاوت فرم با سایر لباس‌های او می‌تواند به مدیریت هیجان و افزایش انضباط درونی کمک کند.

رئیس کمیته‌ی روان‌شناسی اینسکو در ادامه افزود: به اهمیت لباس فرم مشترک پرداختیم اما فراموش نکنیم اگر برای طراحی، دوخت و نوع پارچه دقت لازم و انتخاب آگاهانه صورت نگیرد، می‌تواند آسیب‌زا باشد و بر خلق، اعتمادبه‌نفس، احساس علاقه به مدرسه و تاب‌آوری در مدرسه تأثیر نامناسب بگذارد.

رنگ‌ها چه می‌گویند؟

این روان‌شناس در مورد انتخاب صحیح رنگ لباس دانش‌آموزان تأکید کرد و گفت: برای دانش‌آموزان، به‌ویژه مقطع ابتدایی، رنگ‌های تیره مانند مشکی یا طوسی می‌تواند مناسب نباشد. طوسی رنگ خنثی است اما بهتر است از رنگ در جهت تأثیر بر خلق و هیجان‌های دانش‌آموزان استفاده کنیم.

رنگ آبی آسمانی و کم‌رنگ می‌تواند ضربان قلب و اضطراب را تنظیم کند، حس امنیت و صمیمیت گروهی را افزایش دهد و رنگ سبز پاستلی و زیتونی کم‌رنگ می‌تواند تعادل روانی و کاهش استرس چشم را به دنبال داشته باشد.

وی در ادامه به بررسی رنگ‌های متعدد در منابع مختلف پرداخت و ادامه داد: رنگ آبی آسمانی و کم‌رنگ می‌تواند ضربان قلب و اضطراب را تنظیم کند، حس امنیت و صمیمیت گروهی را افزایش دهد و در کلاس درس برای احساس آرامش و تمرکز دانش‌آموزان از آن استفاده می‌کنند. رنگ سبز پاستلی و زیتونی کم‌رنگ می‌تواند تعادل روانی و کاهش استرس چشم را به دنبال داشته باشد و دانش‌آموزانی که دچار بیش‌فعالی یا اضطراب آزمون هستند در محیط‌هایی با تم‌های سبز ملایم می‌توانند احساس مناسب‌تری داشته باشند. با وجود اینکه پژوهش‌ها تأثیر این رنگ‌ها را بدین شکل نشان داده است، گاهی در بعضی افراد می‌تواند آثار متفاوتی به دنبال داشته باشد، پس نیاز به ارزیابی هر شخص وجود دارد.

وی در ادامه خطاب به والدین گفت: استفاده از رنگ‌های مورد علاقه‌ی دانش‌آموزان در انتخاب لوازم تحریر می‌تواند محرکی برای علاقه‌ی بیشتر به یادگیری باشد. ما در جایگاه معلم یا والد نه فقط در نوع پوشش، بلکه در نوع رفتار صحیح با دانش‌آموزان باید به سن آن‌ها و دغدغه‌هایشان در آن سن بپردازیم تا همدلی بیشتری صورت گیرد و ارتباط مؤثر شکل بگیرد.

این عضو سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره در انتها به راهکارها پرداخت و گفت: مانند سبک‌های فرزندپروری؛ اگر در جایگاه والد مستبدانه پیش برویم و صرفاً از روی اجبار به فرزند خود آموزش دهیم، یا به سبک سهل‌گیرانه پیش برویم و فقط نیازهای او را فوری، بدون بررسی آگاهانه و با محبت زیاد رفع کنیم، یا او را به حال خود واگذار کنیم، آثار نامناسبی می‌تواند داشته باشد. بهتر است به شکل متعادل و مقتدرانه پیش برویم، با فرزندمان گفت‌وگو کنیم و با بیان دلایل منطقی و آسیب‌زا بودن آن عامل، او را به سمت انتخاب آگاهانه سوق دهیم و انتخاب آگاهانه را به او یاد بدهیم. این می‌تواند به قدرت تأثیرگذاری بر فرزندمان بینجامد. اگر فرزند ما به هر دلیلی به داشتن پوشش مشترک مدرسه تمایل نداشت، با او گفت‌وگو کنیم و مزایا و معایب آن را برایش بیان کنیم.

مقتدری به مدارس نیز پیشنهاد داد: اگر قبل از سفارش لباس دانش‌آموزان، به‌وسیله‌ی شورای دانش‌آموزی درباره‌ی رنگ و مدل لباس نظرسنجی صورت گیرد، نظرسنجی دیگری هم در انجمن اولیا و مربیان انجام شود و عوامل مهم دیگر بررسی گردد، می‌تواند در بیشتر مواقع بر پذیرش لباس فرم مدرسه توسط دانش‌آموزان تأثیر بگذارد.

وقتی لباس حرف می‌زند

شاید شکایت این پسرها فقط سلیقه نباشد.روان‌شناسان از دیرباز گفته‌اند نوجوانی دوره‌ی پرسیدن از خود است: من کیستم و دیگران مرا چگونه می‌بینند؟ اریک اریکسون این دوران را کشاکش میان یافتن هویت و سردرگمی در نقش‌ها می‌دانست، و لباس یکی از نخستین جاهایی است که نوجوان در آن خودش را امتحان می‌کند. وقتی آران می‌پرسد مگر ابتدایی هستیم، شاید در واقع می‌خواهد بگوید این لباس او را کوچک‌تر از آنچه هست نشان می‌دهد. پژوهش‌های مربوط به انگیزه هم همین را تأیید می‌کنند.

ادوارد دسی و ریچارد رایان در نظریه‌ی خودتعیین‌گری نوشته‌اند آدم‌ها وقتی بیشتر درگیر کاری می‌شوند که احساس کنند در تصمیم‌گیری درباره‌ی آن نقشی دارند. نوجوانی که حتی درباره‌ی رنگ پیراهنش حرفی برای گفتن ندارد، آسان‌تر به مقاومت یا بی‌تفاوتی می‌رسد. از سوی دیگر، آدام و گالینسکی در پژوهشی درباره‌ی شناخت پوشیده نشان دادند معنایی که فرد برای لباس قائل است می‌تواند بر تمرکز و عملکرد او اثر بگذارد.

این دقیقاً همان چیزی است که مقتدری به آن اشاره می‌کند، یعنی فرم به‌عنوان نشانه‌ای برای تمرکز. اما معنا هم دو سویه است: لباسی که دانش‌آموز آن را تحقیرآمیز یا بچگانه می‌داند، ممکن است نتیجه‌ی معکوس بدهد. لئون فستینگر هم پیش‌تر گفته بود انسان‌ها خود را مدام با دیگران می‌سنجند. فرم مشترک می‌تواند این سنجیدن را کم کند، چنان‌که مقتدری هم می‌گوید. اما وقتی خودِ لباس گران یا بی‌کیفیت باشد، سنجیدن به شکل دیگری برمی‌گردد و بار آن بر دوش خانواده‌هاست. و آنچه مقتدری درباره‌ی سبک‌های فرزندپروری می‌گوید، یعنی تفاوت میان اجبار، رهاکردن و گفت‌وگو، یادآور تقسیم‌بندی معروف دایانا بامریند است. شاید همین چارچوب را بتوان درباره‌ی مدرسه هم به کار برد: مدرسه‌ای که بدون مشورت تصمیم می‌گیرد، به سبک مستبدانه نزدیک‌تر است.

شنیدن، پیش از دوختن

قطار دوباره راه می‌افتد و پسرها در ایستگاه بعدی پیاده می‌شوند. «کیارش» با آن کوله‌ی سنگین، برسام که هنوز مشغول بحث است، و پوریا که توی آستین‌های بلندش گم شده. از پنجره نگاهشان می‌کنم که لابه‌لای جمعیت می‌روند.

از همه‌ی این گفت‌وگوها یک چیز روشن است؛ مشکل خود فرم نیست. بچه‌ها، مادران و حتی روان‌شناس هم می‌پذیرند که لباس یک‌دست می‌تواند حس تعلق بدهد، تمرکز ببخشد و فاصله‌ی طبقاتی را کم‌رنگ‌تر کند. اما مشکل آنجاست که این لباس بدون پرسیدن از کسانی دوخته می‌شود که قرار است هر روز آن را بپوشند. شاید راه ساده‌تر از آنچه فکر می‌کنیم باشد؛ پیش از سفارش بعدی، یک بار هم شده بنشینیم و از خودشان بپرسیم چه می‌خواهند بپوشند.

 

 

منبع : ایرنا

پایان خبر