اظهارات اخیر محمدجواد ظریف درباره تقابل «موشک و مردم»، بازتولید همان گفتمان وادادگی است که سالها پیش با شعار «هستهای در برابر معیشت» کشور را در مسیر تعلیق و عقبنشینی قرار داد؛ گفتمانی که امروز نیز میکوشد با چهرهای به ظاهر مردممحور، اقتدار ملی را تضعیف و وابستگی به غرب را عادیسازی کند. اظهارات اخیر […]
اظهارات اخیر محمدجواد ظریف درباره تقابل «موشک و مردم»، بازتولید همان گفتمان وادادگی است که سالها پیش با شعار «هستهای در برابر معیشت» کشور را در مسیر تعلیق و عقبنشینی قرار داد؛ گفتمانی که امروز نیز میکوشد با چهرهای به ظاهر مردممحور، اقتدار ملی را تضعیف و وابستگی به غرب را عادیسازی کند.
اظهارات اخیر محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه دولت روحانی، که انتقادات فراوانی را به دنبال داشت همان خط تحلیلی شکست خوردهای است که ظریف آن را در قالب جدید عرضه کرده است.
وی با طرح دوگانه «موشک در مقابل مردم»، عملاً همان منطق معیوب «هستهای در مقابل معیشت» را بازتولید کرده که سالها کشور را در چرخه تعلیق و امتیازدهی گرفتار کرد.
در واقع، ظریف اینبار هم تلاش میکند تا بین اقتدار ملی و رفاه عمومی، تقابلی مصنوعی ایجاد کند؛ گویی امنیت کشور و توسعه اقتصادی دو مسیر متضادند، نه دو رکن مکمل.
این نگاه، ریشه در تفکری دارد که توسعه را نه بر پایه توان داخلی، بلکه بر مبنای رضایت غرب تعریف میکند؛ تفکری که نتیجهاش در برجام شد تعلیق توان هستهای در برابر وعدههایی که هرگز محقق نشد.
بازتولید گفتمان وادادگی
ظریف بهجای آنکه از ناکامی تاریخی برجام درس بگیرد، بار دیگر میکوشد مردم را قانع کند که راه نجات کشور نه در تقویت بازدارندگی، بلکه در مذاکره با دشمن است.
این تکرارِ اشتباه، نه از سر غفلت، بلکه از استمرار یک ذهنیت است، ذهنیتی که عزت ملی را در گرو پذیرش مطالبات غرب میبیند.
موشک، برای ظریف، نه مؤلفهای از امنیت ملی، بلکه ابزار تبلیغاتی است. او با تقلیل قدرت دفاعی به یک مسئله جناحی، عملاً بر خلاف اجماع ملی سخن میگوید.
این در حالی است که تجربه سالهای اخیر نشان داده که هرگاه توان بازدارندگی ایران در اوج بوده، دشمن عقب رفته؛ و هر زمان که برنامههای دفاعی یا هستهای متوقف شده، فشارها و تحریمها شدت یافته است. این واقعیت، تمام تحلیل ظریف را باطل میکند.
از دیپلماسی لبخند تا دیپلماسی فشار داخلی
زمانبندی این اظهارات نیز سؤالبرانگیز است. درست در زمانی که آمریکا و اسرائیل به کشورمان تجاوز کردند و به اذعان کارشناسان و تحلیلگران داخلی و خارجی اگر موشکهای ما نبود دشمن متجاوز شکست را نمیپذیرفت و عقب نشینی نمیکرد.
درست در زمانی که اروپا مکانیسیم ماشه را فعال کرد و خواستار کاهش توان موشکی ما شد.
به هر حال به نظر می رسد ظریف و همفکرانش میکوشند «مردم» را در برابر «اقتدار» قرار دهند تا بار دیگر زمینهسازی برای بازگشت به سیاستهای تسلیم و سازش فراهم شود.
ظریف در دوران وزارتش هم به جای توازن قدرت، به توازن واژهها دل بست.
حالا نیز به جای تحلیل واقعیتهای ژئوپلیتیک، از دوگانههایی استفاده میکند که هدفشان ایجاد فشار روانی داخلی است.
بیان چنین اظهاراتی از درون کشور آن هم با زبان نرمی که در ظاهر «عقلانی» است، خواسته با ناخواسته همان اهدافی را پیگیری میکند خواسته دشمن است.
تجربه مردم، بهترین داور است
مردم ایران در سالهای پس از برجام بهخوبی دیدهاند که هرگاه به غرب اعتماد شد، سفرهها کوچکتر شد و هرگاه بر توان داخلی تکیه شد، کشور در مسیر پیشرفت قرار گرفت.
از صنایع دفاعی تا نانو و انرژی، هر دستاوردی که به دست آمده، محصول مقاومت بوده نه مذاکره.
بنابراین، تلاش ظریف برای تکرار دوگانههای شکستخورده، نه مردم را قانع میکند و نه تاریخ را تغییر میدهد.
به نظر میرسد اظهارات ظریف، بیش از آنکه یک دیدگاه شخصی باشد، نشانهای از احیای یک جریان فکری باشد که مأموریتش تضعیف اعتماد به توان ملی است.
این جریان، با تغییر واژهها اما با همان مضمون قدیمی، میکوشد خط نفوذ فرهنگی و سیاسی غرب را در قالبی «عقلانی» و «مردممحور» بازسازی کند.
در مقابل، تجربه، عقل و امنیت ملی حکم میکند که این دوگانهسازیهای دروغین بیش از همیشه افشا و نقد شوند؛ چراکه هیچ مردمی بدون اقتدار، به رفاه پایدار نمیرسند.
منبع : فارس
پایان خبر
Tuesday, 20 October , 2026