false
حفر چاههای عمیق غیر مجاز، احداث سیلبند و سد در حوضههای آبریز تالابها موجب شده تا آب مورد نیاز و حتی سیلابها وارد حوضچههای آبی نشود و این مساله به کوچک شدن و به مرور نابودی این اکوسیستمها منجر میشود.
تالابها از جمله مولدترین محیطهای جهان هستند، این اکوسیستمها گهوارههای تنوع زیستی دنیا را تشکیل میدهند که با فراهم کردن محیط آبی آب و قابلیت زادآوری اولیه نقش مهمی در بقای گونههای بیشماری از گیاهان و جانوران وابسته به خود ایفا میکنند، از بین ۲۰ هزار گونه مختلف ماهی در سطح جهان، بیش از ۴۰ درصد آنها در آبهای شیرین یعنی تالابها زندگی میکنند و ذخیرهگاههای بسیار مهمی از مواد ژنتیکی (وراثتی) گیاهی نیز محسوب میشوند.
ذخیرهسازی آب، حفاظت در مقابل توفان، کاهش تخریب سیل، تثبیت خطوط ساحلی و مهار فرسایش، تزریق مجدد آبهای زیرزمینی، تخلیه آبهای زیرزمینی یعنی جابهجایی آب به سمت بالا و تبدیل آن به آبهای سطحی، پالایش آب از طریق تثبیت عناصر محلول، رسوبات و دیگر آلودگیها و تعدیل آب و هوای محلی برخی دیگر از کارکردهای تالابهاست.
اما بشر با این اکوسیستم ارزشمند چه کرده است؟ به ویژه در ایران که به علت خشک و نیمه خشک بودن هوا، حفاظت از تالابها بسیار حایز اهمیت است، در واقع تالابها در ایران به علت همین آب و هوای خشک و نیمه خشک بیشتر تحت تاثیر رژیمهای بارش هستند زیرا در بسیاری از مناطقی که تالابی وجود دارد رودخانهای جاری نیست که آب آن را تامین کند، مثلا در فلات مرکزی ایران تالابهایی مانند بختگان، هامون و جازموریان وجود دارد که ممکن است در فصل خشک ۸۰ درصد مساحت خود را از دست بدهند و در فصل مرطوب احیا شوند، این مکانیسم طبیعی تالابهای مناطق خشک است. اما آنچه وضعیت تالابها را برگشتناپذیر میکند و تعادل اکولوژیک آنها را بر هم میزند، فشارهای اضافی است که فعالیتهای انسانی بر این زیستبومها وارد میکند.
احداث سد در بالادست تالابها و حفر چاههای عمیق هم مانعی برای رسیدن آب به تالاب میشود برای همین هر روز بر تعداد تالابهای خشک اضافه میشود و آنها هم که نفسی میکشند روز به روز کوچک و کوچکتر میشوند، مثلا امسال با وجود بارندگیهای خوبی که داشتیم برخی تالابها مانند پریشان در استان فارس از سیلابهای جاری بینصیب ماندند، بررسیها نشان میدهد که علت این امر وجود چاههای مجاز و غیر مجاز فراوان در حوضه آبریز این تالاب است که اجازه ندادند آبی وارد پریشان شود، سفرههای زیر زمینی این منطقه ۴ متر پایینتر از انتهاییترین سفرههای تالابی است که به این علت تمام آبها جذب این سفرهها میشود و دیگر به تالاب نمیرسد.
این میتواند زنگ خطری برای تالابهای کشور باشد که باید به فکر چاره برای آن بود، انتظار میرود ایران به عنوان کشور پیشتاز در راستای حفاظت از تالابها بهتر از این عمل کند، در واقع ۱۳ بهمن سال ۱۹۷۱ میلادی برابر با ۱۳۴۹ خورشیدی بود که اولین معاهده بینالمللی زیست محیطی در شهر رامسر ایران شکل گرفت که به «کنوانسیون رامسر» مشهور شد، در آن سال حدود ۱۸ کشور عضو این کنوانسیون شدند، اما امروز ۱۷۰ کشور عضو هستند و تالابهای زیادی را پوشش میدهند.
با توجه به اینکه معیشت یک میلیارد نفر در دنیا به طور مستقیم به تالاب وابسته است، بر این اساس هر سال یک شعار برای این روز انتخاب میشود که امسال «زندگی در تالابها شکوفا میشود؛ تنوع زیستی تالابها مهم است» تعیین شده است.
۲۵ مجموعه تالابی ایران در رامسر سایت به ثبت رسیده که ١.۴ میلیون هکتار مساحت کل تالابهای کشور را به خود اختصاص داده است که کمبود آب و تامین حقابه تالابها، آلودگی فاضلابهای شهری – روستایی و زهابهای کشاورزی و پسابهای صنعتی، تغییر کاربری غیر مجاز تالابها که بیشتر تالابهای شمال کشور با آن مواجه هستند و ورود گونههای مهاجم و غیر بومی مضر مانند ماهی تیلاپیا در تالاب شادگان و سنبل آبی در انزلی؛ عوامل تهدید تالابهای کشور هستند.
احمدرضا لاهیجان زاده معاون محیط زیست دریایی و تالابهای سازمان حفاظت محیط زیست گفته بود که از ۱۴۳ تالابی که در کشور شناسایی شده ۴۵ تالاب پتانسیل تبدیل شدن به کانون گرد و غباری را دارند، در واقع ٢ میلیون و ١٠٠ هزار هکتار از مساحت تالابی کشور پتانسیل تبدیل شدن به کانونهای گرد و غبار را در صورت نرسیدن آب مورد نیاز به آن دارند.
با توجه به اهمیت رسیدن آب به تالابها، بر اساس قانون حفاظت از تالابها، سازمان محیط زیست مکلف است میزان آب مورد نیاز تالابها را تعیین و به وزارت نیرو اعلام کند، وزارت نیرو هم مکلف به تعیین این حقابهها است، بر این اساس کار تعیین نیاز آبی ۳۴ تالاب و مجموعه رودخانههای منتهی به آنها انجام شد و کار مطالعه ۱۸ تالاب نیز در حال انجام است که بر اساس پیشبینی سازمان محیط زیست تا سال ۹۹ به اتمام میرسند.
اما سوال اینجاست که با وجود این قانون و تعیین آب مورد نیاز تالابها پس چرا هر روز شاهد بدتر شدن وضعیت تالابها هستیم، قطعا یک نهاد متولی در این میان درست عمل نمیکند که در این حالت نوک پیکان اتهام به سمت وزارت نیرو میرود که نمونه بارز صحت این ادعا وضعیت تالاب گاوخونی است. بنا به گفته معاون محیط زیست دریایی سازمان محیط زیست، وزارت نیرو حقابه تالاب گاوخونی را تامین نکرده است.
لاهیجان زاده در این باره گفته بود که تالاب گاوخونی یکی از تالابهایی است که در شرایط پر آبی سال گذشته موفق به تامین حقابه آن نشدیم و مورد اعتراض ما نسبت به وزارت نیرو در تامین نکردن حقابه آن این بود که در سال گذشته و در مجموع ۵۰ سال گذشته در کوههای بالادست زایندهرود بیش از دو هزار میلیمتر بارندگی رخ داده بود و بر اساس آن سد زایندهرود پر آب شده بود. در واقع در خرداد ۹۸ حدود ۷۸۰ میلیون متر مکعب آب پشت سد زایندهرود ذخیره شده بود که در ۱۸ سال گذشته به ندرت اتفاق افتاده بود اما باز هم وزارت نیرو حقابه تالاب گاوخونی را تامین نکرد. حقابه این تالاب ۱۷۶ میلیون متر مکعب تعیین شده است.
مدیر ملی طرح حفاظت از تالاب های ایران گفت: یکی از موارد پیشبینی شده در برنامه مدیریتی تالابها بحث تامین کمیت و کیفیت آب است، یک بخش در بحث کمیت تامین آب این است که ببینیم چقدر منابع آب در حوضه داریم و چقدر از این منابع نیاز آبی آن تالاب است تا تخصیص یابد و راهکارهای تخصیص آن منابع آب چه میتواند باشد.
علی ارواحی افزود: یکی از راهکارها این است که الگوهای مصرف از منابع به طور مشخص در بخش کشاورزی را اصلاح کنیم که یکی از راهها میتواند این باشد که مثلا در فصول غیر کشاورزی منابع آبی را تحویل تالابها دهیم، یکی دیگر از راهکارها برای تحویل منابع آبی به تالابها این است که مسیلها و یا مسیرهای دسترسی به سیلابهایی که در مسیر تالابها قرار دارند لایروبی شوند و یا اگر کانالهایی وجود دارد پاکسازی شوند تا به جریانات سیلابی برای ورود به تالابها کمک شود.
وی ادامه داد: بعضا ممکن است مسیلها به خوبی لایروبی نشده و یا کانالها شرایط فیزیکی مناسب نداشته باشند، به طوری که با انبوهی از پوشش گیاهی مسدود شدهاند این موانعی است برای رسیدن آب به تالاب هم اینکه میتواند موجب پخش شدن سیلاب شود، اما به طور کلی یکی از کارکردهای مهم تالابها نقششان به عنوان ذخیرهکننده سیلابها است که در واقع میتوانند نقشی که به شکل دستساز انتظار داریم سدها برای ایفا کنند توسط تالابها انجام شود.
ارواحی اظهار داشت: به عنوان مثال در بارشهای اخیر سطح قابل توجهی از تالاب جازموریان به علت جریانات سیلابی آبگیری شد در صورتی که اگر بستر این تالاب تخریب شده بود و یا مورد تغییر کاربری قرار گرفته بود چنین اتفاقی نمیافتاد و بستر آن آبگیری نمیشد، متاسفانه این مساله برای تعداد زیادی از تالابهای کشور اتفاق افتاده که به علت تغییر کاربری جریانات سیلابی وارد آنها نمیشود در نتیجه آبگیری در تالاب رخ نمیدهد.
وی تاکید کرد: برای رسیدن به چنین شرایطی باید چند دستگاه از جمله سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری و وزارت نیرور کنار هم باشند، حالا اینکه چقدر کنار هم هستند بسیار مهم است، که به علت اهمیت موضوع بخشی در ستاد ملی مدیریت و هماهنگی تالابهای کشور تلاش میشود این اتفاق بیفتد، مثلا بعضی تالابهایی که در گذشته داشتیم متاسفانه به علت احداث زهکشها خشک شدند همچنین شاهد تغییر کاربری اراضی در تالابها هستیم که تلاش کردیم با کمک سمنها این مشکل را برطرف کنیم.
مدیر ملی طرح حفاظت از تالاب های ایران به موفقیت این روش در تالاب کمجان در شمال شرق شیراز اشاره کرد و گفت: به علت زهکشی تالاب کمجان خشک شده بود در واقع با این کار آب و جریانات سیلابی به تالاب نمیرسید که با کمک سازمانهای مردم نهاد و محیط زیست استان فارس زهکشیها مسدود و آب باعث شد تا آب به تالاب برسد، مشابه کمجان مثالهای زیادی داریم مثلا تالاب صالحیه قزوین، تالاب گوری بلمک در لرستان، تالاب شور گلپایگان و تالاب بیشه دالان لرستان از نمونه تالابهایی هستند که به واسطه احداث زهکشهای بلند و عمیق به مرور وسعت قابل توجهی را از دست دادند مثلا الان شاید فقط ۱۰ درصد بیشه دالان باقی مانده باشد و ۹۰ درصد آن خشک شده و تغییر کاربری به کشاورزی داده شده است.
وی افزود: اینها مصداقهایی است که نیازمند یک همکاری جمعی است یعنی جهاد کشاورزی، سازمان جنگلها، سازمان محیط زیست و وزارت نیرو باید پای کار بیایند، پس باید یک همکاری جمعی اتفاق بیفتد تا آن اراضی تالابی که تصرفهای غیر قانونی در آنها اتفاق افتاده به شکلی رفع تعارض شود و از طرفی زهکشهایی که باعث خشک شدن تالاب شدهاند جمع شوند تا روند حیات تالاب به حالت طبیعی خود برگردد.
وی تاکید کرد: البته میدانیم که توسعه اجتنابناپذیر است اما باید به این مساله توجه داشته باشیم که طرحهای توسعه نباید به گونهای باشند که شرایط طبیعی و اکولوژیک یک حوزهای را تغییر دهد که متاسفانه امروز شاهد این مدل توسعه در کشور هستیم، به عنوان مثال الان شاهد سیلابهایی در سیستان و بلوچستان هستیم که اگر شرایط طبیعی منطقه حفظ شده بود قطعا این شرایط به راحتی مدیریت میشد.
ارواحی درباره راهکارهای جلوگیری از هدررفت آب باران در کشور گفت: باید مسیلها و مسیرهای دسترسی جریانات آبی تا حد ممکن بهسازی شوند تا این آبها وارد تالابها شوند، اگر جاهایی تغییر کاربری دادیم و یا به صورت غیر اصولی سیلبند ایجاد کردیم بهتر است شرایط را به روال طبیعی برگردانیم چون اگر تالاب به شرایط طبیعی خود برگردد به خوبی میتواند بستری برای هدایت سیلابها و جلوگیری از هدر رفتن جریانات آبی باشد اما الان شاهد هدر رفت جریانات سیلابی هستیم.
وی اظهار داشت: مثلا الان تالاب جازموریان، کارکرد اکولوژیک طبیعی خود را انجام میدهد و حکم یک سیلبند را دارد به طوری که جریانات آبی بعد از ورود به تالاب در آن نگهداری و به مرور باعث تغذیه جریانات آبهای زیر زمینی میشود پس کافی است در کارکرد طبیعی تالابها دخل و تصرف نکنیم. مثلا اگر شکل طبیعی بستر کارون حفظ میشد به راحتی میتوانست کمک کند تا جریانات سیلابی اخیر به تالاب شادگان و هورالعظیم برسد اما متاسفانه این بستر طبیعی را تغییر دادیم و برای هدایت جریانات سیلابی، سد احداث میکنیم در حالی که احداث سد تا اندازهای میتواند جوابگو باشد از یک جا به بعد اگر جریان با دور بازگشت سیلابها رخ دهد و میزان سیلاب قابل توجه باشد مجبور به تخلیه حجم آب پشت سد میشویم چرا که در این شرایط شاهد بروز سیلاب هستیم.
به گزارش ایرنا ، ارواحی درباره تعداد تالابهای دارای برنامه مدیریت در کشور گفت: الان ۳۴ تالاب برنامه مدیریت دارند که برنامه مدیریت ۱۷ تالاب از جمله هامون، گاوخونی، دریاچه ارومیه، حرای میناب، پریشان، شادگان، زریوار و بختگان مصوب و ابلاغ شده است و ۱۷ تالاب دیگر نیز برنامه مدیریتها یا در انتظار تصویب و ابلاغ است و یا در مراحل پایانی برای تدوین کامل هستند.
پایان خبر
true
true
true
true