سمیه قشقائی – برای شرکت در جشنواره رسانهای «بهارستان» دنبال سوژه بودم که ناگهان صحنهای واقعی جلوی چشمم ظاهر شد: یک نماینده کلنگ ساخت مدرسه زد و نماینده دیگری کلنگ ساخت یک سردخانه. در ظاهر، شاید اقدامی مثبت و تبلیغاتی باشد، اما وقتی از زاویه رسانه و وظایف نمایندهها نگاه میکنیم، داستان متفاوت است. نمایندگان طبق […]
سمیه قشقائی – برای شرکت در جشنواره رسانهای «بهارستان» دنبال سوژه بودم که ناگهان صحنهای واقعی جلوی چشمم ظاهر شد: یک نماینده کلنگ ساخت مدرسه زد و نماینده دیگری کلنگ ساخت یک سردخانه.
در ظاهر، شاید اقدامی مثبت و تبلیغاتی باشد، اما وقتی از زاویه رسانه و وظایف نمایندهها نگاه میکنیم، داستان متفاوت است. نمایندگان طبق قانون اساسی، وظیفه دارند قانونگذاری کنند، بر اجرای قوانین نظارت داشته باشند و نیازهای جامعه را از مسیر قانون حل کنند. در مقابل، کلنگ زدن و آغاز پروژههای عمرانی، وظیفه دولت است که منابع، طرحها و اجرا را مدیریت میکند.
وقتی نمایندهها وقت خود را به کلنگ زدن میگذرانند، پیام دوگانهای شکل میگیرد: رسانه و مردم ممکن است عملکرد نماینده را با وظایف اصلی او اشتباه بگیرند، و در نتیجه، مسائل مهمتر نظارتی و قانونی در سایه باقی بمانند. در این میان، کلنگ و زمین آماده میشوند، اما قانون و نظارت واقعی همچنان منتظر قلم نمایندگان میمانند.
به عنوان خبرنگار، دیدن این صحنه یادآوری مهمی بود: تصویر نماینده نباید جای عملکرد قانونی او را بگیرد. نماینده قرار نیست مدرسه و سردخانه بسازد؛ او باید شرایط قانونی ساخت آنها را فراهم کند. اگر قانون خوب نوشته شود و نظارت مؤثر باشد، پروژهها خود به خود روی زمین مینشینند — بینیاز از حضور فیزیکی نماینده با کلنگ در دست.
برای رسانهها هم این اتفاق درس مهمی دارد: روایت سوژهها باید تحلیلی باشد، نه تبلیغی. صرف حضور نماینده در پروژههای عمرانی شاید جذاب به نظر برسد، اما وظیفه اصلی او، قانونگذاری و نظارت است. رسانه باید این مرز را شفاف نشان دهد تا مردم بدانند چه کسی قانون میسازد و چه کسی آن را اجرا میکند.
یک کلنگ روی زمین شاید در عکس خوب بیفتد، اما ارزش واقعی نمایندگی در قلمی است که قانون مینویسد، نه کلنگی که خاک میکند.









Tuesday, 15 September , 2026